http://www.andisheqom.com      علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی

حقیقت و فلسفه امامت

امامت در لغت
واژه «امامت» در لغت به معنای رهبری و پیشوایی، و «امام» به معنای مقتدا و پیشواست، خواه انسان باشد،‌یا چیز دیگر، چنان‌كه ابن فارس گفته است: «امام، كسی است كه در كارها به او اقتدا می‎شود، و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ امام ائمه، و خلیفه، امام رعیت، و قرآن، امام مسلمان است».[1]
قرآن كریم، همان‌گونه كه برخی از انسان‎ها را امام نامیده، كتاب آسمانی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ را نیز امام خوانده است، آن‌جا كه در مورد حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ فرموده است:
«إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً».[2]
من تو را پیشوای مردم قرار دادم.
و درباره كتاب حضرت موسی ـ علیه السلام ـ فرموده است:
«وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَهً».[3]
پیش از قرآن كتاب موسی به عنوان پیشوا و مایه رحمت، نازل گردید.
و در جای دیگر، لوح محفوظ را نیز «امام مبین» خوانده و می‎فرماید:
«وَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ».[4]
هر چیزی را در «امام مبین» (لوح محفوظ) برشمرده‎ایم.
امامت در اصطلاح متكلمان
متكلمان اسلامی برای امامت تعاریف مختلفی ذكر كرده‎اند، و غالباً امامت را «ریاست و رهبری عمومی جامعه در زمینه امور دینی و دنیوی» دانسته‎اند، نمونه‎هایی از این تعاریف را یادآور می‎شویم:
1. امامت، رهبری عمومی دینی است كه در برگیرنده ترغیب مردم به آن چه مایه حفظ مصالح دینی و دنیوی آن‎ها، و بازداشتن آنان از آن چه مایه زیان آن‎ها است، می‎باشد.[5]
2. امامت، رهبری و بالاصاله در امور دین است.[6]
3. امامت، جانشینی پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در برپاداشتن دین است به گونه‎ای كه پیروی او بر همه امت واجب است.[7]
4. امامت، رهبری عمومی در امر دین و دنیا به عنوان جانشینی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است.[8]